X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

دارن هل می دن



تا حالا فکر می کردم ٬ یعنی مطمئن بودم یه ۲۵ روز نهایتا ۳۵ روزه که اومدم 

هنوز یه ۲ ماه دیگه حداقل هستم . تا حالا که زیاد نگذشته وقت هنوز هست 

حالا یه ۲۰ - ۲۵ روز دیگه مامان بابا شروع می کنن حرف زدن که کمکی چیزی

امروز وقتی خواهرم گفت ۲ ماه و ۱۰ روزه اینجایی فهمیدم نه آقا جون 

دیگه وقتی نمونده ٬ از بیست روز دیگه اگه بخوام برگردم می تونم 

یعنی واقعا چه دلیلی می تونه داشته باشه این برخوردا 

توی این ۷۰ روز حتی یه بار ٬ اون هم به شوخی ٬ هیچکی نپرسید 

آروم در گوشم هم نه ! بلند فریاد بزنه توی جمع حتی 

پی پی می خوای بخوری اینجا پول باید بدی هــــــا ... 

حتی یه دلیل ٬ یه دلخوشی ٬ یه نقطه امید نداشت این چند وقت 

من که گفتم ٬ می مونم ٬ می خوام که بمونم ٬ نمی خوام برگردم

دلیل واسه خوشیه دل ندادن هیچ ٬ هلم هم می دن 

هلم می دن !!! هل می دن !!

هل می دن ! محکم هل می دن !!!! هل می دن 

----------------------------------------------------------

پ ن : هل دادن از اول ٬ همین جورم دارن هل می دن

تاریخ ارسال: چهارشنبه 13 دی 1391 ساعت 10:54 ب.ظ | نویسنده: سیزده | چاپ مطلب 3 نظر