ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
داشتم تمرین می کردم
واژه ها را به صف کشانده ام
احترام یادشان می دهم
که چگونه سر تعظیم در مقابلت فرود آورند
که چگونه آمدنت را ستایش کنند
یکی از واژه ها می پرسد
اگر نیاید چه ؟؟ فریاد می کشم و می گویم ساکت
شروع می کنم به تمرینی جدید
ذکر گفتن یادشان می دهم
بین خودمان باشد
نذر کرده ام ذکر بگویند برای آمدنت
بگذریم که تا بوده کارمان گذشتن شده
داشتیم با واژه ها تمرین می کردیم
حرفهایی آماده کرده ام برای آمدنت
وقتی آمدی برایت بگویم
تمرین را از سر می گیریم
سالهاست انتظار آمدنت را کشیده ام
همیشه می دانستم خدایی هست
مهربان
مهربان
باز هم مهربان
که بی جوابم نمی گذارد
حال که آمدی خیلی کار برای انجام دادن داریم
تو می شوی تنها ماه من و من ….. من هم …. من هم …. من هم اصلا می شوم سیاهی آسمان شبهایت
تو همه ی من می شوی و من هم تمام تو
تو از آسمان آبی و خورشید و ماه و ستاره هایش بگذر
من هم از این دنیا و آدم های مختلفش
تو از تاریکی شب و چشمان سفید عاشقانی که هر شب به تو خیره می شوند بگذر
من هم در مقابل به تو قول می دهم
که هر شب و روز و ساعت و دقیقه به جای آنها به تو خیره می شوم
بعدها که به هم رسیدیم کوله بارمان را می بندیم
و از همه دنیا می گذریم با هم می رویم تا آخر عالم ٫ آخرین نقطه عالم
جایی که کسی نمی تواند پیدایش کند به غیر از خودم و خودت ٫ فقط من و تو
جایی که آنجا , زندگی با همه ی دو رنگی هایش و رنگ های متنوع اش یک رنگ میشود
جایی که دوست می دارم یعنی کنار تو
آرامش یعنی با تو
بی تابی و بی قراری یعنی برای تو
جایی که دلم هیچوقت پیش تو احساس غریبگی نخواهد کرد
جایی که می دانم برای دلتنگی هایم دوایی هست یعنی مرگ
جایی که تا چشم کار میکند دریایی است آبی رنگ
ساحلی دارد پر از شن و ماسه داغ , ماسه های داغ داغ
دست از تمرین می کشیم
واژه ها آزادید و بروید
واژه ای نزدیک آمد آرام گفت
اگر نیاید چه کنیم
سرم را پایین آوردم و گفتم به واژه ها بگو از فردا دیگر نیایند
واژه ها از هم گسیختند و گریختند
می دانی !!! مدتیست که دیگر واژه ها ی ذهنم برای رسیدن به هم بی قراری نمی کنند
آرامش یعنی با تو
فقط میگم فوف العاده ای
merC shiva jan lotf dari