ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
نمی دانم
اما باید کسی باشد
که رهایم کند
که رهایش کنم
که رهایی ام بخشد
که رهایی اش بخشم
که رها باشد
که رها شویم
که نجاتم دهد
که نجاتش دهم
بغض
خفگی
خفقان
دل
دل تنگی
دل
دل مردگی
دل
دل بستگی
می خواهم
بخواهد
چیزی در گلویم
دارد خفه ام می کند
نمی دانم ...
بخدا...
کاش ....
کسی بود
می خواند مرا
می خواندمش
می خواست مرا
می خواستمش
صدا می زد مرا
صدایش می زدم
می خواست
و می خواستم
بگیرد
دستم را
بمیراند
دردم را
بگیرم
دستش را
بمیرانم
دردش را
باشد
نمی دانم چگونه
اما
باشد
فقط باشد
فقط باشم
فقط باشیم
باید...
کاش...
--------------------------------
پ ن : بدم ... خیلی بد ... خیلی
وای نوشته هات عالی اند



متفاوت
جالب
خیلی توپن
خیلی خوشم اومد
خیلی زیاد
nagooo injori baba
khejalat keshidam