ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
گهگاهی ٫ که تعدادشان کم هم نیست
افکارم ٫ به پیروی و تایید خواسته ی قلبم
به سمتی می روند که نه من
و نه هیچه من نمی تواند مانع شود
تنها پشت به پشت قلبم حرکت می کند
نه دیگر چیزی می شنود
نه دیگر چیزی می فهمد
تنها چیزی که می داند این است
که باید برآورده شود خواسته ی قلبم
و من چاره ای باقی نمی ماندم
جز تسلیم ... و انجام آنچه این دو می خواهند
که این دو تمام دارایی امروزه روزگارمند
و حرکتی می کنم که شاید از نگاه منطق
کاری عبس ٫ اشتباه و جبران و تاوانش سنگین
کم پیش می آید من نقش پدر برایشان بازی کنم
بیشتر آنهایند که مرا همچو فزرندشان
به هر سو ٫ به هر کار ٫ به هر چه که صلاح می دانند
می برند ٫ سوق می دهند و می آموزندم
نمی دانم راه رسم دنیایم چطور چگونه است ...
---------------------------------------------------------
پ ن : طبیعتا من هم به کسی نیاز دارم اما دریغ کردم از خودم
بگذار در همین گهگاه ها که تعدادشان هم کم نیست
تو پسرکی باشی و دست در دست افکارت
آرزوهای قلبت را دنبال کنی
هنوز جوانی برای پدر شدن
زود است که برای افکار و قلبت پدری کنی
هنوز از اینجا تا جاودان عاشقی ات برای کودکانگی فرصت داری
و سلام
...
jaye hich javabi baram nemizarin shoma
گاهی وقتا اینجوری بهتره.
mamnoon khondim
shoma migid bale hatman