اگه نبودم ٫
البته برای کسی هم مهم نیست ٫
باز هم حمله ...
اما خیلی برای خودم مهم است ٫
که باشم
هم اینجا ٫
هم برای خودم ٫
هم برای ...
-----------------------------------------------------------
پ ن : قربونت برم مادر ٫ هم فدای خودت هم فدای ارثیه ات
امشب ٫
مره گی کردم
مچاله کردم
مره گی کردم
پاک کردم
مره گی کردم
چرکنویس کردم
امشب ٫
آخ ... امشب
بوی حمله به مشام می رسد ...
-------------------------------
پ ن : شدیدا خوب نیستم ٫
می ترسم بخوابم چند ساعت بعد
با حمله از خواب بیدار شم
دوباره چند روز لعنتی و نکبت بار
زیر فشار حمله و ...
کندم
دل
بردم
دل
دادم
دل
بریدم
دل
شکستم
من
رفتم
من
ساختم
من
تلاش
کار
تنهایی
بردم
اوج
اعتماد
تهی
رفتم
شروع
ساختم
باختم
باختم ...
بد هم باختم ...
خیلی بد هم باختم ...
نامربوطی
تکرار
باز هم
نامربوطی
می کنم
می نوسیم
چون باختم ؟
راستی !
باختم ؟!!
باختم
بد هم باختم ...
خیلی بد هم باختم ...
--------------------------------
پ ن : نامربوطی های قبل از حمله
خیابان یک طرفه هم جایی تمام می شود
نه تنها خیابان ٫ بلکه تمام یک طرفه ها
می رسد جایی که دیگر چیزی باقی نمی ماند
خواستن یک طرفه ٫ انتظار یک طرفه
همه و همه اش جایی به پایان می رسد
دلیل اش دیگر نخواستن یا دیگری را خواستن نیست
وقتی تمامت را برای خواستن صرف می کنی
یک جایی تمام می شوی
دیگری نیستی که بخواهی
می شوی یک انسان تهی از درون
جنازه ای متحرک ٫ مرده ای که راه می رود
اما چیزی را احساس نمی کند
درست مثل اینروزهای من ...
-----------------------------------------
پ ن : ...
هر صبح با صدای رویایت بیدار می شوم
و تمام روز را شانه به شانه ی خیالت می گذرانم
و شب در آغوش دلتنگی ات می خوابم .
حکایتی است داستان خواستن ما ...
-----------------------------------------------
پ ن : ...