روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________
روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

مرهّ گی ۲۴۶



(حیرانی)

اصلا احتیاج به توضیح و حاشیه ندارد

حیران ماندن بد چیزی است
همین و بس

---------------------------------

پ ن : نشدی که بدانی

مرهّ گی ۲۴۵



(نیست شدم)

خودت را که از من پنهان می کنی

واژها یکی یکی متولد می شوند
نگاهت را که از من می دزدی
واژه ها شروع می کنند به جور شدن با هم 
و آن هنگام که جملات دست به دست هم می دهند
و روی کاغذ خیالم قد می کشند برای تو ٫
تو می روی.
تو می روی
و من می مانم
و کاغذ خیالم
که پر از توست .

-------------------------------------------------

پ ن : ادامه ی خیال پروری ها

پ ن ۲ : مسبب نشر ٫ دختر مردابی

خودکشی

این آخرین حرکتی بود که می تونستم انجام بدم

اول برای رها شدن تو

دوم برای نابودی خودم

---------------------------------

فکر نمی کنم دیگه جایی پیدام شه

مرهّ گی ۲۴۴



(باغبان)

باغچه ی خیالم

پر از بودن توست

پر از دوست داشتنی است

که نسبت به من بروز می دهی

پر از خواستنی است

که برای من صرف می کنی

پر از ما است

پر از من با تو

پر از تو با من

پر از همیشگی

و من هر روز باغچه ام را آبیاری می کنم

نگهداری اش می کنم

این روزها تنهای تنها

باغبانی پیشه کرده ام

و بس ...

----------------------------------

پ ن : زندگی را می گذرانم

مرهّ گی ۲۴۳

من از تنگی دل حرف می زنم

من از خفه گیه بغض در گلویم می گویم

از احساسی که در نطفه کشته شد

تو تنها برای رد کردنم می گویی ٬

حق با توست

مشکل از باور شروع شد

من خواستم که باور کنم

حرفهای دلتنگی ات را

احساسی که می گفتی را

اینکه که یک جورهایی

عجیب فرق دارم را ...

فراموش کنیم همه چیز را نازم

من و تو فرق های زیادی با هم داریم

مثلا یکی اش این که با هم فرق داریم

کشتم امروز

هم کودک احساس را

هم باور احساس را

اینبار نه در نطفه

چند ماهه بود که کشتمش

می بینی ٫ باز هم نا مربوطی هایم شروع شد

بیا با هم فراموشم کنیم

---------------------------------------

پ ن : ...