روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________
روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

مرهّ گی ۹۳

دلگیرم

از دلم

که می گیرد

اما بی دلیل

که فقط می گیرد

که نمی بندد

دل

به دلی

حتی به گِلی

دلگیرم

از دلم

که دل

نیست

و تنها

شاید

یدک می کشد

نام دل

دل

گیرم

----------------

پ ن : خودم

مرهّ گی ۹۲

این روزها قلبم
اصرار شدیدی
به تازه نگه داشتن
درد کهنه ی قدیمی اش دارد
لحظه به لحظه تازه تر می شود
-----------------------------------
پ ن : بدنبال دلیلم که چرا

مرهّ گی ۹۱

امروز بعد از مدتها

رفتم به خانه سر زدم

چقدر سرد بود

چقدر غریب بود

چقدر تاریک بود

فقط برای من

دیگران گرمشان بود

همه با هم آشنا بودند

حیاط را چراغانی کرده بود

فقط برای من

هیچ کجا

هیچ هوایی

هیچ سایه ای

هیچ هیچی

از من نیافتم

از ما نیافتم

من فقط آمده بودم

که قرصهایم را بردارم

که فهمیدم

دلیل هفته ی پر دردم چه بود

قرصهایم برای دیگران

که به وقت دیدنت

که طپش می گیرند

یکدانه بخورند

که اندکی آرام شوند

قرصهایم تمام شده

تا داشتم هم

دردی از دردم دوا نمی شد

طپشهای قلبم نوسان ندارد

من درد دارم ٫

ـــــــــــد ـــــــرد

----------------------------------

پ ن : برای قلبم که این روزها

درد کهنه ی قدیمی اش را

لحظه به لحظه تازه نگه می دارد

مرهّ گی ۹۰

این روزها

دلتنگ شیطنت هستم

کسی را در آغوش بگیرم

و او در آغوشم شیطنت کند

فکر کردن جایگزین خواب شده

بی خوابی جای رویا را گرفته

با مرور خاطراتم بی تاب می شوم

استرس ٫ دل آشوب ٫ دل شوره

لباسهایم دارند بی بو می شوند

طعم عطر را دارند فراموش می کند

طعم عطر بعد از در آغوش گرفته شدن را

نمی دانم چرا و چطور

قرص هایم را می بلعم

دارند تمام می شوند

قرص های فراموشی ام

فکر بعدش دارد کلافه ام می کند

ذره ذره ام را می خورد

اما باز هم دلخوشم

به چند روزی که بی قرص نمی مانم

نمی دانم اما

دیگر میل به نوشتن هم

در من دارد می میرد

دیگر.......

------------------------------------------

پ ن : نیمه کاره رها شد

دلتنگ روزهای دلتنگی ام

دلتنگ روزهای دلتنگی ام

چند روزی است به هر بهانه

و حتی بی بهانه بغضم می گیرد

چشمانم سرخ می شوند

مثل همان بار اولی که گفتی

دوستت دارم و من سرخ شدم

دلتنگ دلتنگی ات هستم

دلم برایت تنگ شده یک کاره

هر چقدر هم بگویند

بی خیال

ارزش نداره

بچه بازی در نیار

باز هم مهم نیست

خیال می کنم

ارزش دارد برای من

بچه ام و بچه بازی در می آورم

اگر پاکی و صداقت و سپیدی کودکی را ندارم

حداقل می خواهم نام کودکی را یدک بکشم

راستی ببینم تو هم دلتنگ……

این یکی را دیگر واقعا بی خیال

باشد می روم

نیست می شوم

اینجوری کیف می دهد

و تو باز هم کیف می کنی

---------------------------------------------------

پ ن : ندارد ٫ ندارم ٫٫ همچنان