تا اطلاع ثانوی
افکار
توهمات
کلمات
احساسات
همه و همه
مرخصی اجباری
در حال فکر کردن هستم
می خواهم تصمیم بگیرم
که دیگر ننویسم
که دیگر مره گی نکنم
که دیگر بچه گی نکنم
بچه گی که می کنم
اما دیگر مره گی نکنم
نه مره گی نه هیچ چیز
من و من داریم فکر می کنیم
تا به نتیجه ای برسیم
که دیگر ننویسم یا ...
--------------------------------------------------
پ ن : بعدی اش یا خداحافظی است یا بازگشت دوباره
تمامم کردی . باور نمی کنم
اما تمام شدم ٫ تمام که نشدم ٫ تمامم کردی
به سادگی دوست داشتن احمقانه
به سادگی دلیل های ابلهانه
به سادگی ... هیچ ...
به همین سادگی درد شروع می شود
درد دارم ٫ درد ... نوسان دارد با درد
تمام شدم
------------------------------------------
پ ن : دیگر سه نقطه هایم برای تو نیست
به اتاق برگشتم ،
دخترک در زیر نور نوازش بخش صبح گاهی ،
طاق باز ،
در پهنای تخت خواب
با دست های باز
صلیب وار ،
خوابیده
و مالک مطلق باکرگی خویش بود
تمام پولی را که باقی مانده بود ،
روی بالشت گذاشتم
و با بوسه ای بر پیشانیش
از او خداحافظی کردم
خانه ،
مثل تمام فاحشه خانه های وقت سحر ،
نزدیکترین جا به بهشت بود
--------------------------------------ادامه دارد/می دهم------
پ ن : ......
(باور سراب)
لذت دویدن های شبانه
توی کوچه هایی
که هیچ وقت
کسی در آنها
منتظر من نبوده
-----------------------------
پ ن : این روز ها عجیب زنده ام
هر روز مرور می کنم
نه یکبار ٫ چندین و چند بار
خاطرات نداشته ام را با تو
زیبا می شوم با تو
با آنها ٫ با خیال
-----------------------
پ ن : خود زنی