روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________
روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

این روزها وقت این کارها نیست

این روزها سخت در جستجو هستم

نمی دانم کجاست

هر چه می گردم نمی یابمش

گنجه

نه اینجا نیست

آهان ! کشوی لباسم

نه ! اینجا هم نیست

اتاق ! کنج اتاق پایین

اه ٫ نه ٫ اینجا هم نیست

کجا می تواند باشد

نکند رفته

امکان ندارد

مادر چیز دیگری گفته بود

این روزها

بارها و بارها

می گردم

می گردم

باز هم می گردم

همه جا را

خودم را

هیچ نمی یابم

باز هم می گردم

نکند دارد قایم باشک بازی می کند

نکند بازی اش گرفته

نه

او جدی تر از این حرفهاست

نمی دانم

من او را گم کرده ام

یا او مرا گم کرده

من که سر جایم هستم

او کجاست

راستی

ببینم

احیانا

این روزها

کسی از شما

خدای مرا ندیده

اگر دیدید

بگویید

فلانی گفت

هر چه می کنی بکن

اما به خودت قسم

این روزها

وقت این کارها نیست

-------------------------------------------

پ ن : هر چه که می خواهی نامش کن ٫ هر چه

امتحان ٫ آزمون ٫ هر چه خودت می خواهی ٫ نمی دانم

 این روزها وقت این کارها نیست ٫ به خودت قسم نیست

مرّه گے ۵۹

متنفرم از قوانین جدید

می دانم

این قوانین هم

همانند نسخه اشتباه دکتر اول قلبم

دمار از روزگار زندگی ام در خواهد آورد

خدا را شکر

اینجا کسی غریبه نیست

باختم

تنها به خاطر یک حرف

باختم

زندگی ام را

و حالا تنها راهی که مانده

بازگشت

اجباری است

اما باختم

بخدا باختم

هیچ نداشتم

اما همان هیچم را

همه را باختم

من بازنده نبوده ام

من بازنده نیستم

نمی خواهم باشم

این روزها

تنها چیزی را که تکرار می کنم

همین است

من

من

--------------------

پ ن : گریه دارم ٫ ندارم ٫ پاشیده ام ٫ نابود ٫ وای خدا ٫ کجایی

مرّه گے ۵۸

جر وا جر که شد ٫ دیگه شد

فاش شد ٫ دیگه شد

دیگه چه من اون طرفش رو بیشتر بکشم

چه تو

چه فرقی به حالش داره

ماجرای آب از سر گذشته همینه دیگه

-----------------------------------

بزرگترین برنامه ی زندگیم اینه که بتونم تو رو متوجه این موضوع کنم

که پیش همه اعتراف می کنم ٫ به اینکه ... و به اینکه ... و حتی ...

بفهم ... می فهمی ؟؟؟ بفهم

----------------------------------

راستی !!! از روزی که پلاک چهار دیواریت عوض شد

خیلی وقتا أدرسش رو گم می کنم

دیگه الان هری پاتر هم دانشگاهیته ٫ کلی .... شده . آره

ســانـسـور

همیشه ................. گفته بودم

حرف دلم را .............. هر دو

خواستن را  ............... با هم

خواستیم ................. دردمان

دشمنان .................. نه تنها

دوستان .......... خنجر از پشت

گفته بودم ................ همیشه

هر دو ....................... ما

بودن ...................... بود

بهانه ما .............. که رفتیم

-----------------------------------

پ ن : حرف زیاد و حوصله کم

گلایه های بی سر و ته

می بینی ٫ تفاوت میان دل من و دل... تو .

من هنوز هم مانند کودکی

که غمگین است ازاین که چرا مادر را رنجانده 

و وقتی که صدایش می زند ٫

خنده بر لبانش نقش می کشد و می شکفد

وقتی صدای نوشته هایت را می خوانم ٫

بی اختیار می گویم

که دل تنگ دلت هستم ٫

و هنوز هم دوستت دارم

راستی ٫

سه نقطه ها را اولین بار ٫

با من تجربه کردی

و در حرفهای من دیدی ٫

یادت که هست ؟

کاش دلت هم مثل دلم بود ٫

یاد می گرفت ٫

که هر جایی

جای سه نقطه نیست

و من ٫

تا همیشه ٫

همین کودک می مانم ٫

من و دلم ٫ هر دو با هم

-------------------------------

پ ن : درد دارد ٫ درد را می گویم . درد ٫ درد دارد