تفاوت دارد
حال من
با حال تو
نوشته های من
با نوشته های تو
می نویسم خود را
تنها به این امید
که می آیی
که می خوانی
نه کسی دیگر
که کسی هم
نشانی ندارد
از من
تنهای تنها
تو
نه نشانی
نه ردپایی
نه هیچ
تنها دلم را
دلخوش می کنم
که آمد
که خواند
که... هیچ
نمی دانم
نمی دانم
-----------------------------------
پ ن : یعنی دوست داشتم تا فردا فقط بنویسم نمی دانم
اصن یه جوری امشب غریبم با خودم که تا بحال نبودم
این غریبی خیلی غریبه ٫ اصن .... نمی دونم ناک اوت شدم
تنها چیزی که باقی مانده بود
از تــــــــــــــــــــــــــــــــــو
ســــــــایـــــــــــــــــــــه ای
بـی جــــــان و لال بــــــــود
کــــــــــــه آســــمــــــــــــان
آن را هــــم از دلم گرفـــــــت
----------------------------
پ ن : و از آن روز از هوای ابری هم متنفر شدم
می بینی چه راحت می شود بیکس شد
من تو را به خدا سپردم
و خدا مرا به تو
خدا یک لحظه چشم از تو بر نمی دارد
چون بمن قول داده
تو یک لحظه چشم به من نمی دوزی
شاید به بهانه ی لحظه ای حواس پرتی
برای همیشه گمم کنی
و من به همین راحتی گم شدم
راستی حواست هست ؟ با توام
من دارم می روم
نه چرا می گویم می روم
من رفته ام
گم شده ام
---------------------
پ ن : ..... نمی دونم
اگـــه قرار باشه بـه ــگـــ ـا بری ٫ چنان می ری
که چند نسل بعدت هم نمی تونن هیچ گهی بخورن
--------------------------------------
پ ن : بخدا راس می گم ٫ خیلی جدی ام ٫ همچین آدمی ام الان
و من امشب یکی از بدترین قلب دردهای دوران زندگیم رو تجربه می کنم . درد نامرده خیلی