روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________
روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

مرهّ گی ۱۳۸



آن پشت پشت های زیر زمین خانه ٫ گوشه ی تمام گوشه ها
همانجا که خودم هم نمی توانم حتی سایه ام را پیدا کنم
تنها جایی است که این وقتها به آنجا می گریزم

---------------------------------------------------------------------

پ ن : خسته ام ٫ زیاد ٫ فقط همین

غصه نخور ...



خوب تقریبا اتفاق که کم می افته این روزها

البته خیی کم هم نه

بد و خوبش هم شکر بماند

اما امروز دو تا خبر رسید به من

اتفاق هستن دیگه

اولیش خیلی خوشحالم کرد

و بلافاصله بعد از ۵ دقیقه

تلفن شد ٫ مامانم پشت خط

چی شد مامان

فقط بگو چی شده

خواب دیدم خودم دیشب

خواهرم گریه می کرد

می گفت بیا ٫ تو رو خدا بیا

مامانم : مادر بزرگت به رحمت خدا رفت

تسلیت می گم مادر ٫ از طرف من به همه تسلیت بگو

بعدا حرف بزنیم ٫ برم من

مامانم : شب زنگ می زنیم با بابات ٫  غصه نخور

چشم مامان ٫ چشم

---------------------------------------------------

پ ن : کاش ۵:۳۰ صبح نمی خوابیدم که ۹ بیدار شم

اگه همین ۳-۴ ساعتم نمی خوابیدم شاید...

مرهّ گی ۱۳۷



تنها چیزی

که این روزها

به درستی

و واضحی

و روشنی

می دونم

اینه که واقعا

نمی دونم 

-------------

پ ن : ...

مرهّ گی ۱۳۶



این روزها

شدیدا به انجام کارهای خارق العاده

گرایش پیدا کرده ام

کارهایی که

چه انجام دادنشان از طرف من ٫

چه دیدنش از طرف دیگران

بسیار تعجب برانگیز و خارق العاده و

بعید است

مثلا دوست دارم

دستی را در دست بگیرم

آرام بفشارم

و در چشمان صاحب آن دستها زل بزنم

و آرام و با تمام وجودم بگویم :

دوستت دارم

دوست دارم کسی باشد

که باشم

هستم ٫

برای خودم که گم شده ام

می خواهم کمی هم برای کسی باشم

که هست

و پیداست 

اینجاست

در من است

و من در او

این روزها اینگونه چیزهای بعید می خواهم

---------------------------------------------------

پ ن : ... نمی دونم اما ...

هم خونه ۱




در کل آدمی ام که کم خواب می بینم

از بچه گی می گفتم :

(خدا ویدیوی منو خاموش کرده

برام فیلم نمی زاره . واسه همین خواب نمی بینم)

دیشب از اون شبایی بود که کم پیش می آد و خواب دیدم

آقا خوابشم انصافا اصن خوب نبود

کلی چرندیات و استرس و از این قرتی بازیا دیگه

کلی بهم فشار اومد تو ی خواب و صبح بیدار شدم

البته چند باری این وسطا پریدم ٫ انگار که از بلندی پرت می شدم

فشار اونقدر زیاد بود که آبه بدنم خشک شده بود

زبونم خشک شده بود در حدی که بیدار شدم دهنم طعم خون می داد

رفتم دست و صورتم رو بشورم دیدم زبونم خون می آد

هیچی ٫ رفتم بالا ٫ من پایین می خوابم ٫ هلا وسط ٫ شبی هم بالا

اینجوری مواظبیم کسی ار هیچ نقطه خونه شبیخون نزنه

بالا ٫ مرکز ٫ پایین 

رفتم بالا ٫ هلا بیدار بود بساط صبونه راه انداخته بود

گفت : اینترنت قطه ٫ این ویدیویی هم که دیشب درست کردی

واسه پروژم ٫ اجرا نمی شه ٫ با چی اجراش کنم

شروع کردم حرف زدن که اره شدم مثه او سری که

بختک افتاده بود به جونم تا یه هفته فک و بدنم درد می کرد

که شبی شروع کرد ...

- بختک چیه ؟

+ یه چیزی ..... که اینجوری می شی و اونجوری

- چرا ؟

+ نمی دونم ٫ یه دلیل علمی هم داره تو ی اینترنت ببین

- واسه قرصاییه که می خوری ؟

+ نه بابا

ـ کیا اینجوری می شن ؟

+ هر کی می شه .

- من یه بار شدم اونم واسه داروهام بوده

+ نمی دونم اما من زیاد اینجوری شدم

- کسی دیگه هم میشه ؟

+ زیاد دیدم اینجوری می شن

- کیا ؟

+ خودم زیاد ٫ مامانم ٫ خواهرام ٫ دوستام ٫ آشناهام

- پس خونوادگیه !

- دوستا و آشناها خونواده ی آدمن ؟

* این وسط قیافه ی هلا دیدن داره

* هلا : ندیدی تا حالا ٫ نشنیدی ؟ از کجا اومدین شما

+ اینا واسه دهاتیاس ٫ نه اینکه من از شهرستان اومده بودم تهران

* شبی اینا از خارج اومدن

- بعدش چی می شه ؟

+ اینجوری می شی ٫ این حالت می شی ٫ اون حالت می شی

- کسی هم می بینه تورو ؟

+ نه غیب می شی !

+اره دیگه ٫ اما اونوقت تو در حالت نرمالی هر کی کی بینه فکر کی کنی خوابی یا بیداری

- متوجه نمی شه ؟

+ دقت کنه چرا متوجه می شه !!

- چیکار باید بکنه ؟

+ بیدارش کنه .

- چی جوری ؟

+ معمولی

- تورو بیدار کردن ؟

+ آره .

- جه جوری ؟

+ سریه آخر با لگد

- یعنی باید با لگد بیدارت کنیم ؟

+ مرض دارین مگه ؟

+ نه بابا ٫ سریه قبل هم اتفاقی با لگد بیدارم کردن

+ متوجه نشدن این حالت بهم دست داده

- ...

آقا این حرفا سره صبح ادامه پیدا کرد و منم داشتم حاضر می شدم برم سر کار

که هلا گفت :

* من چه جوری این ویدیو رو ببینم ٫ اینترنت که قطعه ٫ اینو ه باید ایمیل کنم

+ کپی کن توی فلش ٫ بزار توی ایکس باکس ببین

* اوهوم اوکی ٫ اینترنت چی می شه ؟

+ با مدیر فنی صحبت کن

شبی گفت :

- مدیر فنی کاری نمی تونه بکنه

- صابخونه دیروز گفت نمی دونم ۲ تا قبض دارین ٫ قطع شه ؟ می خواین ؟ می خواین

منم گفتم می خوایم ٫ نمی دونم

+ یعنی چی خوب قط شد یا نشد ٫ تازه شارژ اینترنت دادیم خوب

- نمی دونم ٫ قطعه ٫ گفته قبض دارین

+ اما دادیم قبضارو ٫ اگه پول می خواد که نداریم تا هفته بعد

- اینجوریه دیگه

+ شبی زنگ بزن باهاش صحبت کن ببین چه خبره

- زنگ بزنم می گه دوتا قبضه ٫ پول بدین

+ می گم تصویه کردیم ٫ کدوم قبض

+ خداحافظ ٫ من رفتم ...

-------------------------------------------------------------------

پ ن : من اصولن اینقدر بلند نمی نویسم یعنی حوصله ندارم

اما خوب برای اولیش همیشه همه وقت می زاریم ...