روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________
روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

یادآوری ۴

جدی جدی من آدم مدعی زیاد توی زندگیم دیدم

شاید یه وقتایی منم اینجوری ام

اما به خداییه خدا به یاد ندارم

اخ من اصن از وختی دیدم یه جوری ام

اینجوری ام ٫ اونجوری ام

می میرم ٫ متولد می شوم

پریودم عقب جلو می شه

زندگیم روال طبیعیش رو از دست داده ؛؛؛

خوب نگو بابا ٫ کسی که چیزی نمی گه

حرفی زده نشد چیزی نشد اینجور اونجور می گی آخه

بعدش پیش خودت می گی شاید یه ذره یه جاهایی داره راس می گه

یهو یه جایی یه وقتی دلت می گیره می خوای دو کلام حرف بزنی

فقط با یه دوست هـــــــــا ٫ نه بیشتر

آقا هر چی می گردی هیچ کی نیس

به خدا نیست ٫ بقیش رو هم نمی گم بی خیال

--------------------------------------------------------------------

پ ن : یه مسیج خوندم قاطی کردم

وگرنه می دونین من همچین آدمی نیستم اینجوری بنویسم

مرهّ گی ۱۱۶

درگیریم خیلی زیاد شده وگرنه من بی اینجا می میرم تنها جاییه که مطمئنم مال خودم و کسی نمی تونه بیاد وقتایی که میخوام خودم باشم و خودم و هیچ کسی دیگه ...

خسته ام ٫ امشب می خوام به خودم حال بدم استراحت کنم ...

راستی ٫ موقع سال تحویل من در حال گرفتن اقامت موقتم بودم آخ تا ۶ بعد از ظهر داشتم سگ دو می زدم ٫ آی آی آی ... اما آخرش عیدیم رو از خدا گرفتم ...

--------------------------------------------

پ ن : فقط واسه خالی نبودن عریضه

تبریک

سال نو

تبریک به دوستانم

برای گرمیه وجودشان

که احساس تنهایی و غریبگی را

برایم کمتر می کنند .

تبریک به مادرم

که چند روزی است اشک می ریزد

سالی که گذشت تنها روز اول 

و امسال هیچ

تبریک به پدرم

که لبخند می زند

گاهی مشتش را می فشارد

تنها برای کمک به غرورش

که مبادا کسی بفهمد که اشک دارد

تبریک برای قل اول از خواهران دوقلو ام

که کمی بی معرفت است

اما می دانم همانقدر که دوستش دارم

دلتنگم است

تبریک به قل دوم از خواهران دو قلو ام 

که با بغض شروع می کند و با گریه تمام 

به خواهر زاده ام که قهر است

از دلتنگی و بد قولی هایم که :

می آم دایی ٫ همین روزا می آم

تبریک به پدر خواهر زاده ام  ٫

که جای برادری که ندارم را پر کرده

تبریک به همه

همه ی همه

-------------------------------------------------

پ ن : تنگ است ٫ عجیب و مهیب

مرهّ گی ۱۱۵

دستانم گارد گرفته اند

آماده اند برای یورش

در انتظار فرصتی مناسبند

که پیدا کنند

و حمله

دستانم گارد گرفته اند

برای فشردن گلویم

می خواهند خفه ام کنند

دستانم

از دست من

خسته شده اند 

خدایا

کمی نزدیکتر بیا

بیا

نزدیکتر 

تنهایی من فرصت مناسب آنهاست

بیا خدا

بیا نزدیکتر

تو دیگر با من غریبگی نکن

دوستی ما از زمان قبل تولد است

بیا

----------------------------------------

پ ن : کسی دستانم را اجیر کرده


مرهّ گی ۱۱۴

و من دور می کنم خویش را

از تمامی انسانهای این زندگی

و سرد می شود وجودم

و تنها می شود خیالم

آنقدر در این حال و هوا پرسه می زنم

که گم می کنم خویش را

دوباره ٫ برای هزارمین بار

و می گردم ٫

جستجو می کنم

و نمی یابم ٫

و خسته می شوند

خیالم ٫

پاهایم ٫

دستهایم ٫

تمامم.

خیالم از تکرار مکرراتم

پاهایم از دویدن ها

دستهایم از سرما

تمامم از خویشتنم

-------------------------------

پ ن : خدا بیا نزدیکتر