این روزها بی احتیاط بی پروایی می کنم
نمی دانم چرا
اما می کنم
نه اینکه بی احتیاط شده ام ! نه
یا نه اینکه بی پروا شده ام ! نه
فقط نمی دانم چرا بی پروایی می کنم
آن هم بی احتیاطانه
----------------------------------------------
پ ن : ندارم ٫ غم دارد
می شود خواهش کنم دست از سر دلم بردارید؟
دل از دلم ببرید ٫ این دل نفهم است ٫ نمی فهمد
می شود خواهش کنم دست از سر چشمانم بردارید؟
چشم از چشمانم بدزدید ٫ مادرزاد کور نبوده اما کور است
با چه زبانی بگویم !!! خسته اند
خسته اند ٫ خسته
سرم از سر دردهای شبانه خسته است
چشمانم از اشک های پنهانی خسته اند
دلم از خواستن و محروم شدن خسته است
قلبم ... از نوسان خسته است ...
خودم از محروم کردن دلم ٫ دستانم ٫ چشمانم ...
خسته ام ...
آنها می خواهند و من ...
خودم را نفرین کنم یا آنها را ؟
شما نفرینم می کنید یا خودم شروع کنم ؟
-----------------------------------------------------
پ ن : تنهایی این روزها اذیتم می کند
اما نه به اندازه ی خودم (خود آزارم ٫ می دانم)
ببین چیه با وجدان خودم داستان دارم ...
-------------------------------------------------------------------
پ ن : موزیک خوانی
می گن یه روزی
یه آقایی
ظهور می کنه
و حق بیچاره ها رو می گیره
منه من یه چیزایی به من بدهکاره
یه سری حق هایی داشتم
خودم از خودم محرومشون کردم
یعنی می تونه اونارو هم بگیره؟
--------------------------------------
پ ن : می خوام الان اونها رو