روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________
روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

روزمره گے هاے پسرے به نام سیزده

____________________________________________________________________________

امانم را ببُر

این روزها تولد دوباره

از واجبات دینیه زندگی ام است

آنقدر شاکی ام از خودم

که نوبت به کسی نمی رسد

چیزی برای کسی نمی ماند
همه چیزها را می دانم
غریبه که نیستید
عاصی ام
شاکی ام
خسته ام کرده
امانم را بریده
این منه مریضه من
باید بمیرد
دوباره متولد شود
راهی اش کنم پیش دبستانی
بعد دبستان و الی اخر
که دوباره بیاموزد
شور و شوق راه مدرسه
خنده های کودکانه را
طپشهای قبل دیدار را
ارامش بعد از دیدار را
دلشوره ی ندیدن را
انتظار دیدن را
بغض نشنیدن صدایش را
شوق شنیدن صدایش را
انتظار دستانش
التهاب چشمانم
همه و همه را از نو
و مادر بودن کار من نیست دِلَکَم
پس تو همچنان
عاصی ام کن
شاکی ام کن
خسته ام کن
امانم را ببُر

------------------------------------------------

پ ن : توبه کنم که بشکنم به هر نفس

لذت توبه کردن هم توبه شکستن است و بس

مرهّ گی ۱۰۸

یه وقتهایی اگه نشینی یه دل سیر گریه نکنی

خیانت کردی به خودت ٫ بخدا خیانت کردی

---------------------------------------------------

پ ن : همین حالا ٫ چه خیانت کارم من

مرهّ گی ۱۰۷

نه آن انسانی ام که در لحظات خوبی که به من فکر می کنی
و نه آن حیوانی که در لحظات بد و عصبانیتت  می اندیشی
بانو ، من شاید هیچ کدامی که گفتم نباشم
اما به پاکیه احساست ، روزی انسان بودم.
الان را نمی دانم ، نه که ندانم بانو
نمی خواهم بدانم ....

------------------------------------------------------------------------

پ ن : کسی معلم خصوصی برای درس همزیستی سراغ ندارد ؟

مرهّ گی ۱۰۶

خاطراتم !!! کجایید ؟؟؟

با شما هستم

بیایید

مدت زیادی است

دوربینم را فراموش کرده ام

دلم برایش تنگ شده

بیایید

بنشینید

می خواهم برای چند هزارمین بار

عکس هاتان را قاب کنم

آهای خاطراتم .....

--------------------------------------

پ ن : دلتنگ دوربینم و عکاسی ام

مرهّ گی ۱۰۵

این روز ها بیان خیلی چیزها غیر ممکن شده
حتی سلام
و حتی خدانگهدار
مشکلاتم تنها در بیان کردن خلاصه نمی شود
این روزها حتی واکنش هایم هم مشکل دارند
قسم به حقیقت اشکار در نقاشی های نوة ی ٨ ساله ی پدر
واکنش یک انسان طبیعی حداقل چیزی است که بانو لایق است
و این روزها
چقدر فاصله دارم با انسانها

---------------------------------

پ ن : هیچ